خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگیهای خود سخن میگوید. او از نگاه آشنا، غبار کوی معشوق، و رنجهای عشق مینویسد و به ناامیدی و شکستهای عاطفی اشاره میکند. همچنین، از تربیت آسمان و طبیعت به عنوان نمادهایی برای بیان احساساتش استفاده میکند.
این متن دارای مضامین عاشقانه و عاطفی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و تجربههای احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۵ - دلم نگاه ترا سخت آشنا دیده ست
دلم نگاه ترا سخت آشنا دیده ست
ولی نمانده به یادش که در کجا دیده ست ۱
به چشم من چه عجب گر ز ناز ننشیند
غبار کوی تو چون سرمه چشم ها دیده ست ۲
به من هر آنچه کند، پیش می تواند برد
جهان ز خون دلم دست در حنا دیده ست ۳
فغان ز تربیت آسمان که دانه ی ما
به کشت پرورش از آب آسیا دیده ست ۴
شکست توبه ی زاهد ز شوق ابر بهار
چرا پیاله گذارد ز کف، هوا دیده ست ۵
ز چشم خویش سیاهی مزن به ما بسیار
که چشم خسته دلان تو چشم ها دیده ست ۶
سلیم خاک شد و فرش راه اوست هنوز
به حیرتم که چه زان شوخ بی وفا دیده ست ۷
ولی نمانده به یادش که در کجا دیده ست ۱
به چشم من چه عجب گر ز ناز ننشیند
غبار کوی تو چون سرمه چشم ها دیده ست ۲
به من هر آنچه کند، پیش می تواند برد
جهان ز خون دلم دست در حنا دیده ست ۳
فغان ز تربیت آسمان که دانه ی ما
به کشت پرورش از آب آسیا دیده ست ۴
شکست توبه ی زاهد ز شوق ابر بهار
چرا پیاله گذارد ز کف، هوا دیده ست ۵
ز چشم خویش سیاهی مزن به ما بسیار
که چشم خسته دلان تو چشم ها دیده ست ۶
سلیم خاک شد و فرش راه اوست هنوز
به حیرتم که چه زان شوخ بی وفا دیده ست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - مهر و کین تو هر دو مطلوب است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - بر من هوای بزم تو بسیار غالب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.