خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و وصال سخن میگوید و از احساسات شاعر در شب وصال و انتظار صبحگاه مینویسد. شاعر از تشبیهاتی مانند غنچه، شمع و آفتاب قیامت استفاده کرده تا عمق احساسات خود را بیان کند. همچنین، اشاراتی به نالههای دل، رحیل و ماتم دارد که نشاندهندهی غم و اندوه در کنار امیدواری است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند قیامت و رحیل، درک شعر را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۰۲ - چه ذوق در شب وصل از نظاره ی صبح است؟
چه ذوق در شب وصل از نظاره ی صبح است؟
که همچو غنچه دلم پاره پاره ی صبح است ۱
شب وصالی اگر روز کرده ای، دانی
که آفتاب قیامت ستاره ی صبح است ۲
به ماهتاب وصال آنکه شب پیاله کشد
چو شمع، کوس رحیلش نقاره ی صبح است ۳
فسون وصل به دل ناله را دلیر کند
به شمع شوخی باد از اشاره ی صبح است ۴
ز بیم او نتواند سفید شد هرگز
به حیرتم که شب من چه کاره ی صبح است ۵
بود به ماتم ما آسمان، ولیک چه سود
چراغ را ز گریبان پاره ی صبح است؟ ۶
گرفتم آنکه جوان هم شوی پس از پیری
چه اعتبار به عمر دوباره ی صبح است؟ ۷
سلیم هیکل شب شد ز هجر او، ورنه
سرشک من گهر گوشواره ی صبح است ۸
که همچو غنچه دلم پاره پاره ی صبح است ۱
شب وصالی اگر روز کرده ای، دانی
که آفتاب قیامت ستاره ی صبح است ۲
به ماهتاب وصال آنکه شب پیاله کشد
چو شمع، کوس رحیلش نقاره ی صبح است ۳
فسون وصل به دل ناله را دلیر کند
به شمع شوخی باد از اشاره ی صبح است ۴
ز بیم او نتواند سفید شد هرگز
به حیرتم که شب من چه کاره ی صبح است ۵
بود به ماتم ما آسمان، ولیک چه سود
چراغ را ز گریبان پاره ی صبح است؟ ۶
گرفتم آنکه جوان هم شوی پس از پیری
چه اعتبار به عمر دوباره ی صبح است؟ ۷
سلیم هیکل شب شد ز هجر او، ورنه
سرشک من گهر گوشواره ی صبح است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - ناله ی ما چون جرس شایسته ی تأثیر نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - بخت بد با اخترم هر شب به جنگ افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.