خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر به یاد روزهای گذشته میافتد و از تنهایی، غم، و ناامیدی سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند عشق، همنشینی، و ناامیدی از دنیا صحبت میکند و با استفاده از استعارههای زیبا مانند شمع، پروانه، و مرغ نغمهسرا، احساسات خود را بیان میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند ناامیدی و غم نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۹۷ - یاد ایامی که حسن اندیشهٔ ناموس داشت
یاد ایامی که حسن اندیشهٔ ناموس داشت
شمع را شرم از پر پروانه در فانوس داشت ۱
باده تنها کی توان خوردن، که بیهمصحبتان
خضر بر لب آب و در زیر زبان افسوس داشت ۲
دوش مشغول خیالت بود در محفل دلم
خلوتی در انجمن چون صورت فانوس داشت ۳
حاصل دنیا نبود آن سان که ما میخواستیم
طفل، چشم بیضهٔ رنگینی از طاووس داشت ۴
دوش میبالید از خاک درش بر خود سلیم
تکیه پنداری مگر بر مسند کاوس داشت ۵
شمع را شرم از پر پروانه در فانوس داشت ۱
باده تنها کی توان خوردن، که بیهمصحبتان
خضر بر لب آب و در زیر زبان افسوس داشت ۲
دوش مشغول خیالت بود در محفل دلم
خلوتی در انجمن چون صورت فانوس داشت ۳
حاصل دنیا نبود آن سان که ما میخواستیم
طفل، چشم بیضهٔ رنگینی از طاووس داشت ۴
دوش میبالید از خاک درش بر خود سلیم
تکیه پنداری مگر بر مسند کاوس داشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیست
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - بی تو امشب ساغر می، دیدهٔ خونبار داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.