خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، رنجهای عاشقانه، و بیعدالتیهای زندگی سخن میگوید. شاعر از هلاکت در عشق، بیفایده بودن گریهها، و ناامیدی از عدالت مینالد. همچنین، به مفاهیمی مانند فقر، قدرت، و بیخردی انسانها اشاره دارد.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی ابیات حاوی ناامیدی و انتقادهای تلخ هستند که مناسب مخاطبان با درک بالاتر است.
شماره ۶۸ - دلم به عشق هلاک است کینه خواهی را
دلم به عشق هلاک است کینه خواهی را
که دام عیش بود موج بحر ماهی را ۱
کسی که باخته نقد شباب را، داند
که گریه نیست عبث شمع صبحگاهی را ۲
گدای میکده آرد فرو چو شیشه ز طاق
به زیر پای نهد تخت پادشاهی را ۳
ز نسبت خط و خال تو برق چون لاله
درون دیده ی خود جا دهد سیاهی را ۴
خراب آنکه مرا خواهد از شراب کند
چو ابلهی ست که راند به آب ماهی را ۵
فغان ز چشم تو، آری پدر مرا می گفت
که ره به خانه مده چون کمان سپاهی را ۶
سلیم، قاتل ما صلح چون کند در حشر
چگونه ما نگذاریم دادخواهی را؟ ۷
که دام عیش بود موج بحر ماهی را ۱
کسی که باخته نقد شباب را، داند
که گریه نیست عبث شمع صبحگاهی را ۲
گدای میکده آرد فرو چو شیشه ز طاق
به زیر پای نهد تخت پادشاهی را ۳
ز نسبت خط و خال تو برق چون لاله
درون دیده ی خود جا دهد سیاهی را ۴
خراب آنکه مرا خواهد از شراب کند
چو ابلهی ست که راند به آب ماهی را ۵
فغان ز چشم تو، آری پدر مرا می گفت
که ره به خانه مده چون کمان سپاهی را ۶
سلیم، قاتل ما صلح چون کند در حشر
چگونه ما نگذاریم دادخواهی را؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷ - کی ز تیغ آفتاب خویش باشد غم مرا
گوهر بعدی:شماره ۶۹ - گر به گوش خود ز مردم بشنوی گفتار را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.