خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن بیانگر عشق و دلدادگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر احساسات خود را بهگونهای توصیف میکند که گویی عشق در وجودش جریان دارد و هر آنچه از معشوق سر میزند، برایش زیبا و دوستداشتنی است. همچنین، شاعر از بیقراری و بیخوابی خود به دلیل غم فراق معشوق سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای نوجوانان و بزرگسالان جذابتر و قابل فهمتر باشد.
رباعی ۲۱ - ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست
ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست
هرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست ۱
ای مرغ سحر تو صبح برخاستهای
ما خود همه شب نخفتهایم از غم دوست ۲
هرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست ۱
ای مرغ سحر تو صبح برخاستهای
ما خود همه شب نخفتهایم از غم دوست ۲
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۰ - از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
گوهر بعدی:رباعی ۲۲ - چون حال بدم در نظر دوست نکوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.