خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارههای مختلف مانند غنچه، گل، موج، شیشه، و آینه برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی استفاده میکند. شاعر از عناصر طبیعت و اشیاء برای توصیف حالات درونی و رابطهی انسان با جهان هستی بهره میبرد. در پایان، اشارهای به رباعیات مشهور و نقش آنها در انتقال مفاهیم دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی خواننده نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۷ - چو غنچه نیست نهان از کسی دفینه ی ما
چو غنچه نیست نهان از کسی دفینه ی ما
کف گشاده بود همچو گل خزینه ی ما ۱
به هر کجا که به سنگی رسید، همچون موج
بغل گشاده دود سویش آبگینه ی ما ۲
شدیم خاک و فلک را چو شیشه ی ساعت
برون نمی رود از دل غبار کینه ی ما ۳
چهار موجه بود یک رباعی مشهور
که بحر یاد گرفته ست از سفینه ی ما! ۴
ز بس نرفت برون هر که جا گرفت درو
بود چو صفحه ی تصویر، لوح سینه ی ما ۵
چون این در آینه صورت پذیر نیست سلیم
زمانه کیست که پیدا کند قرینه ی ما؟ ۶
کف گشاده بود همچو گل خزینه ی ما ۱
به هر کجا که به سنگی رسید، همچون موج
بغل گشاده دود سویش آبگینه ی ما ۲
شدیم خاک و فلک را چو شیشه ی ساعت
برون نمی رود از دل غبار کینه ی ما ۳
چهار موجه بود یک رباعی مشهور
که بحر یاد گرفته ست از سفینه ی ما! ۴
ز بس نرفت برون هر که جا گرفت درو
بود چو صفحه ی تصویر، لوح سینه ی ما ۵
چون این در آینه صورت پذیر نیست سلیم
زمانه کیست که پیدا کند قرینه ی ما؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - می جهد برق ز آه دل غم پیشه ی ما
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - مدعی کو تا چراغ محفلم بیند ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.