خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارهها و تصاویر شاعرانه برای بیان مفاهیم عشق، هنر، رنج و فقر استفاده میکند. شاعر از تیغ، سنگ، آب، شیشه، شیر بیشه، ابر بهاری، شراب و معشوق به عنوان نمادهایی برای انتقال احساسات عمیق خود بهره میبرد. در نهایت، شعر به ناتوانی در چیدن گل از وجود شاعر و سوختن ریشههایش در آتش عشق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و فقر نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شماره ۲۷ - چو تیغ نیست محابا ز خصم پیشه ی ما
چو تیغ نیست محابا ز خصم پیشه ی ما
به روی سنگ دود همچو آب شیشه ی ما ۱
ز شور عشق بود هر که باخبر، داند
که هست ناله ی ما بانگ شیر بیشه ی ما ۲
ز فیض ابر بهاری ز بس تهیدستیم
سلام خشک فرستد به شاخ، ریشه ی ما ۳
نمانده قدر هنر، ورنه دادی از انصاف
زمانه چون مه نو، آب زر به تیشه ی ما ۴
شراب بی لب معشوق زهر باشد، ازان
چو زهر خورده بود سبز، رنگ شیشه ی ما ۵
چه گل سلیم تواند کسی ز ما چیدن؟
چو شمع می خورد از آتش آب، ریشه ی ما ۶
به روی سنگ دود همچو آب شیشه ی ما ۱
ز شور عشق بود هر که باخبر، داند
که هست ناله ی ما بانگ شیر بیشه ی ما ۲
ز فیض ابر بهاری ز بس تهیدستیم
سلام خشک فرستد به شاخ، ریشه ی ما ۳
نمانده قدر هنر، ورنه دادی از انصاف
زمانه چون مه نو، آب زر به تیشه ی ما ۴
شراب بی لب معشوق زهر باشد، ازان
چو زهر خورده بود سبز، رنگ شیشه ی ما ۵
چه گل سلیم تواند کسی ز ما چیدن؟
چو شمع می خورد از آتش آب، ریشه ی ما ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶ - تویی که تیغ چو آب تو کشته آتش را
گوهر بعدی:شماره ۲۸ - افروخت از تبسم مینا ایاغ ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.