خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از مولانا بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و روحانی است. شاعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند دریا، شمع، و گلها، حالات درونی خود را توصیف میکند. او از گذر زمان و تأثیر عشق بر زندگی خود میگوید و در نهایت به فروختن خود در راه عشق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۲۵ - فغان که سوخت جهان بهانه گیر مرا
فغان که سوخت جهان بهانه گیر مرا
چو صبح کرد به فصل شباب، پیر مرا ۱
ز موج خیزی دریای عشق، پنداری
که مورم و گذر افتاده بر حصیر مرا ۲
درین چمن نه چنان خفته ام که از غفلت
چو سبزه سردهد آب این جهان به زیر مرا ۳
نداشت حوصله منصور، جام عشق به من
اشاره کرد که از دست او بگیر مرا! ۴
چو شیشه ام به پیاله سری ست، پنداری
که داده دایه ی من با پیاله شیر مرا ۵
به سر فتیله ی داغم چو شمع روشن شد
گذشت یاد تو هرگاه در ضمیر مرا ۶
سلیم، یار فروشی عشق را نازم
که خاک بودم و بفروخت چون عبیر مرا ۷
چو صبح کرد به فصل شباب، پیر مرا ۱
ز موج خیزی دریای عشق، پنداری
که مورم و گذر افتاده بر حصیر مرا ۲
درین چمن نه چنان خفته ام که از غفلت
چو سبزه سردهد آب این جهان به زیر مرا ۳
نداشت حوصله منصور، جام عشق به من
اشاره کرد که از دست او بگیر مرا! ۴
چو شیشه ام به پیاله سری ست، پنداری
که داده دایه ی من با پیاله شیر مرا ۵
به سر فتیله ی داغم چو شمع روشن شد
گذشت یاد تو هرگاه در ضمیر مرا ۶
سلیم، یار فروشی عشق را نازم
که خاک بودم و بفروخت چون عبیر مرا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴ - چو ماه شعشعه ی ماست برق خرمن ما
گوهر بعدی:شماره ۲۶ - تویی که تیغ چو آب تو کشته آتش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.