خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، غزلی عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از شبهای بیخوابی، مستی و بیخودی در عشق، و تأثیرات عمیق آن بر روح و روان سخن میگوید. او از بیاثر بودن پند دیگران در حالت عشق و مستی یاد میکند و به زیباییهای عشق و بیخودی اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
شماره ۱۸ - یک شب از بخت زبون شمعی نشد همدوش ما
یک شب از بخت زبون شمعی نشد همدوش ما
برنخیزد صبح جز خمیازه از آغوش ما ۱
در محبت تا حدیث پندگویان نشنود
مغز سر چون شیشه ی می پنبه شد در گوش ما ۲
نکهت گل بیخودی می آورد دیوانه را
بوی او آورد باد و برد عقل و هوش ما ۳
خامی از کار جهان، مستان چو آتش می برند
باده گردد پخته در میخانه ها از جوش ما ۴
لب به دشواری گشاید در سخن آشفته دل
چشم خواب آلوده را ماند لب خاموش ما ۵
عشق پنهان فاش خواهد گشت از آهم سلیم
سخت دودی می کند این آتش خس پوش ما ۶
برنخیزد صبح جز خمیازه از آغوش ما ۱
در محبت تا حدیث پندگویان نشنود
مغز سر چون شیشه ی می پنبه شد در گوش ما ۲
نکهت گل بیخودی می آورد دیوانه را
بوی او آورد باد و برد عقل و هوش ما ۳
خامی از کار جهان، مستان چو آتش می برند
باده گردد پخته در میخانه ها از جوش ما ۴
لب به دشواری گشاید در سخن آشفته دل
چشم خواب آلوده را ماند لب خاموش ما ۵
عشق پنهان فاش خواهد گشت از آهم سلیم
سخت دودی می کند این آتش خس پوش ما ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.