این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، ایثار، رازداری، و گذر زمان میپرد. شاعر از معشوق پریرویی میگوید که به شکل انسان درآمده و اسرار او را فاش کرده است. او از عشق و وفا سخن میگوید و به سالک راه عشق توصیه میکند که از پیر خرابات راهنمایی بگیرد. همچنین، شعر به خودپرستی و ایمان نیز اشاره دارد و در پایان، شاعر به درگاه معشوق التماس میکند که او را به عنوان سگ خود بپذیرد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند «سگ خویش» ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد و مناسب مخاطبان با درک بالاتر است.
شماره ۱۲۱۱ - ای پری باز چه رفتت که بشکل بشری
در بشر دین و دلی هست مگر تا ببری ۱
نقد جان بر سر بازار وفا باید برد
خواهی ار عشق چو یوسف صفتان را بخری ۲
از تو شد فاش بمردم همه اسرار مرا
چند ای اشک روان پرده مردم بدری ۳
توسن ناز سبک ران که سری در قدمت
تو مرا عمری چون برق یمان میگذری ۴
از در پیر خرابات مرو ای سالک
راه اینست سرار در قدمی میسپری ۵
خودپرستی کنی ای بت بنهی ایمانرا
با چنین روی در آئینه چرا مینگری ۶
دیدم آشفته بخاک درت ای شیر خدا
میکند لابه که شاید سگ خویشش شمری ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.