خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی و عاشقانه به ستایش معشوق و بیان حالات عاشقانه و روحانی می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های معشوق و تأثیر عمیق آن بر دل‌ها سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند عشق الهی، بندگی، و نیاز به هدایت معنوی اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به دانش و تجربه بیشتری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۹۵ - نه آدمی نه فرشته نه حوری و نه پری

نه آدمی نه فرشته نه حوری و نه پری
چه مظهری تو که هر جا دلی بود ببری ۱

بیا وآینه رو بین چو چشم بازت هست
که آینه ندهد حاصلت بی بصری ۲

تو را از خانه خدا نیست چون خبر ای شیخ
اگرچه در حرمی ره بمقصدی نبری ۳

بخد و قد تو سر خط بندگی دادند
زرنگ و بو گل و سرو چمان بجلوه گری ۴

بگفته تو خورم خون و باده بگذارم
که عاشقت نکند گوش گفته دگری ۵

زخویش بیخبرم کن بجامی ای ساقی
که شیخ بیخبر آمد زذوق بیخبری ۶

اگر جهان همه اولاد پیر کنعانند
چو نیست یوسف نالد زدرد بی پسری ۷

چو میخ پای بجا باش هر دری چه زنی
بود که وارهی ایدل زننگ در بدری ۸

خط تو فتنه و زلف تو فتنه چشم بلا
چه فتنه ها که عیان شد بدوره قمری ۹

چه مو بمو صفت ار جادوان زلفت گفت
سزد که دم زند آشفته ات بسحرگری ۱۰

گرفته خط زرخ تو خط ولیعهدی
مگر که دولت حسنت بتا بود سپری ۱۱

گره گشائی هر بستگی بدست خداست
که این مقام نیاید زقوه بشری ۱۲

بزن بدامن حیدر تو دست دل درویش
زهر چه غیر خداوند هست باش بری ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۴ - در همه آفاق طاقی در همه عالم تمامی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۶ - بردم زعشق آن لب شیرین مرارتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.