خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا، با استفاده از تصاویر شعری مانند شمع، گل، لاله، و سرو، به بیان احساسات عاشقانه و وابستگی به معشوق میپردازد. شاعر با اشاره به عناصر طبیعت و نمادهای عرفانی، عمق عشق و اشتیاق خود را نشان میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۷۷ - تو که از شعاع شمعش بدرون چراغ داری
تو که از شعاع شمعش بدرون چراغ داری
زفروغ شمع انجم همه شب فراغ داری ۱
تو که پر گلست باغت زهوای لاله رویان
چه سر تفرج گل چه هوای باغ داری ۲
چه زنی چو سرو آزاد تو لاف سربلندی
که به بندگی عشقش تو چو لاله داغ داری ۳
چه بری زساقی بزم تو منت ایاغی
که زساغر دو چشمم همه دور ایاغ داری ۴
زچه روی روی به هامون بطلب مدام مجنون
تو که خیمه گاه لیلی بدرون سراغ داری ۵
شنوی زمرغ عاشق تو اگر نوای عشقی
نه زصوت بلبلی خوش نه حذر ززاغ داری ۶
زچه روفتادی آشفته بچاه ظلمت نفس
که زمهر روی حیدر بدورن چراغ داری ۷
زفروغ شمع انجم همه شب فراغ داری ۱
تو که پر گلست باغت زهوای لاله رویان
چه سر تفرج گل چه هوای باغ داری ۲
چه زنی چو سرو آزاد تو لاف سربلندی
که به بندگی عشقش تو چو لاله داغ داری ۳
چه بری زساقی بزم تو منت ایاغی
که زساغر دو چشمم همه دور ایاغ داری ۴
زچه روی روی به هامون بطلب مدام مجنون
تو که خیمه گاه لیلی بدرون سراغ داری ۵
شنوی زمرغ عاشق تو اگر نوای عشقی
نه زصوت بلبلی خوش نه حذر ززاغ داری ۶
زچه روفتادی آشفته بچاه ظلمت نفس
که زمهر روی حیدر بدورن چراغ داری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷۶ - تو شمع محفل انسی شب آمد در شبستان آی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷۸ - ای آهوی تتاری نافه اگر نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.