خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شخصی به یاد میآورد که روزی قول داده بود شبی شاد برای دیگری فراهم کند و او را از غمها آزاد سازد، اما اکنون میبیند که از آن روز تاکنون شبهای زیادی گذشته و هیچ اثری از آن قول باقی نمانده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند عشق، اندوه و قولهای فراموششده نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
رباعی ۶ - روزی گفتی شبی کنم دلشادت
روزی گفتی شبی کنم دلشادت
وز بند غمان خود کنم آزادت ۱
دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت
وز گفته ی خود هیچ نیامد یادت؟ ۲
وز بند غمان خود کنم آزادت ۱
دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت
وز گفته ی خود هیچ نیامد یادت؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵ - دل میرود و دیده نمیشاید دوخت
گوهر بعدی:رباعی ۷ - صد بار بگفتم به غلامان درت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.