خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد فراق و دوری از معشوق است. شاعر از زندگی بدون معشوق به عنوان مرگ یاد میکند و مرگ در راه معشوق را زندگی میخواند. او از تاریکی دل خود پس از رفتن معشوق میگوید و از بتپرستی و بیهودگی عمر شکایت دارد. در نهایت، شاعر به امید بازگشت معشوق و بخشش زندگی جدید از سوی او است.
مفاهیم عمیق عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین فلسفی مانند مرگ و زندگی که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار است.
شماره ۱۱۶۶ - گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی
گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی
چون نیست با تو دست رس مردن به است از زندگی ۱
میرم بخاک پای تو کامد بکیش اهل دل
در زیستن مرگم عیان درمردنم پایندگی ۲
آن مه چو رفت از محفلم تاریک شد بزم دلم
گو مه مده نور ضیا اختر مکن تابندگی ۳
ناید خداوندی از او ای بت پرست زشتخو
عمری که کردی پیش بت بیهوده صرف بندگی ۴
ظلمات هجرم میکشد ای آب حیوان همتی
دستم بگیر ای خضر ره در حالت درماندگی ۵
گرچه حیات خضر را نبود همه عالم بها
بی دوست هرگز این گهر دارد کجا ارزندگی ۶
رفتی و جانم شد زتن بازآ چو روح اندر بدن
کاندر نثار مقدمت ترسم کشم شرمندگی ۷
تخم امیدی کشته ام آشفته تا گیرم ثمر
ای ابر مژگان از توام باشد طمع بارندگی ۸
یرغو برم پیش علی از ترکتازی بتان
تا گیردم داد از کرم وز نو ببخشد زندگی ۹
چون نیست با تو دست رس مردن به است از زندگی ۱
میرم بخاک پای تو کامد بکیش اهل دل
در زیستن مرگم عیان درمردنم پایندگی ۲
آن مه چو رفت از محفلم تاریک شد بزم دلم
گو مه مده نور ضیا اختر مکن تابندگی ۳
ناید خداوندی از او ای بت پرست زشتخو
عمری که کردی پیش بت بیهوده صرف بندگی ۴
ظلمات هجرم میکشد ای آب حیوان همتی
دستم بگیر ای خضر ره در حالت درماندگی ۵
گرچه حیات خضر را نبود همه عالم بها
بی دوست هرگز این گهر دارد کجا ارزندگی ۶
رفتی و جانم شد زتن بازآ چو روح اندر بدن
کاندر نثار مقدمت ترسم کشم شرمندگی ۷
تخم امیدی کشته ام آشفته تا گیرم ثمر
ای ابر مژگان از توام باشد طمع بارندگی ۸
یرغو برم پیش علی از ترکتازی بتان
تا گیردم داد از کرم وز نو ببخشد زندگی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶۵ - لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶۷ - روزگارا چند اسباب ستم آماده داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.