خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و غم عاشق و ستایش معشوق است. شاعر از دلتنگیها و رنجهای خود میگوید و در عین حال، زیباییها و فضایل معشوق را توصیف میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم مذهبی و عرفانی مانند امامت و محشر دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات مذهبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۴۳ - غم حورت از چه باشد که تو این غلام داری
غم حورت از چه باشد که تو این غلام داری
زبهشت خاص برخورده هوای عام داری ۱
نکنی بزخم ناسور دل از چه رو رعایت
تو که زلف عنبرین بو خط مشکفام داری ۲
زشکر لبت چه حاصل که جواب تلخ گوید
چکنم بسیم سینه که دل از رخام داری ۳
بهوای روز اضحی بمنای نورسیده
من و گوسفند قربان تو سر کدام داری ۴
نه عسل نه شکر است این نه فرات و کوثر است این
چه حلاوت است یا رب که تو در کلام داری ۵
نه همین زآهوی چین تو عبیر میفروشی
تو هلال غالیه سا بمه تمام داری ۶
به نیام تیغ ابرو و کشیده تیر مژگان
زکه باز یا رب امشب سر انتقام داری ۷
ندهد اگر که نامش بنگین تو فروغی
زنگینی ای سلیمان تو چه احتشام داری ۸
چه هراس باشد آشفته تو را زحول محشر
که علی و یازده تن بجهان امام داری ۹
تو که تن بعشق دادی و شدی نشان طعنه
چه غمت زننگ باشد چو هوای نام داری ۱۰
زبهشت خاص برخورده هوای عام داری ۱
نکنی بزخم ناسور دل از چه رو رعایت
تو که زلف عنبرین بو خط مشکفام داری ۲
زشکر لبت چه حاصل که جواب تلخ گوید
چکنم بسیم سینه که دل از رخام داری ۳
بهوای روز اضحی بمنای نورسیده
من و گوسفند قربان تو سر کدام داری ۴
نه عسل نه شکر است این نه فرات و کوثر است این
چه حلاوت است یا رب که تو در کلام داری ۵
نه همین زآهوی چین تو عبیر میفروشی
تو هلال غالیه سا بمه تمام داری ۶
به نیام تیغ ابرو و کشیده تیر مژگان
زکه باز یا رب امشب سر انتقام داری ۷
ندهد اگر که نامش بنگین تو فروغی
زنگینی ای سلیمان تو چه احتشام داری ۸
چه هراس باشد آشفته تو را زحول محشر
که علی و یازده تن بجهان امام داری ۹
تو که تن بعشق دادی و شدی نشان طعنه
چه غمت زننگ باشد چو هوای نام داری ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۲ - تو ای سلطان خوبان جز ستمکاری نمیدانی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۴ - ای نوش لب که داری خود آب زندگانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.