خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، به توصیف عشق و دل‌باختگی شاعر به معشوق می‌پردازد. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و از رنج‌های عشق و بی‌وفایی او شکایت دارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند قضا و قدر، عشق الهی و تسلیم در برابر معشوق وجود دارد.

متن شامل مضامین عاشقانه پیچیده و اشارات عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به دانش ادبی و تفسیر دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۳۴ - اگر زروی نگارین تو پرده برداری

اگر زروی نگارین تو پرده برداری
در این دیار دل و دین بجای نگذاری ۱

دلی نشد که ندیده زچشمت آزاری
بلی زترک نیاید بجز ستمکاری ۲

ستان بکف زچه صف برزده است مژگانت
اگر نه چشم تو راهست قصد خونخواری ۳

کس از خدنگ قضا جان نمیبرد گوئی
زابروان تو آموخته کمانداری ۴

تو را که معجز عیسی نهان بود در لب
زچشم خود نکنی از چه رفع بیماری ۵

بسر اگر نهدم تاج غیر خودش نبود
بآن خوشم که تو تیغم بفرق بگذاری ۶

بکیش ما نبود سرفراز آشفته
مگر سری که بمیدان عشق بسپاری ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۳ - صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۵ - جز حسن دیده دیده در روی تو کمالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.