خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از احساسات خود در برابر این عشق و جمال مینالد. او از فداکاری، سکوت در برابر زیبایی، و تأثیر عمیق عشق بر روح و جان خود صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۱۳۱ - بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی
بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی
تا مگر از مکرمت دست بخونم کشی ۱
بلبل اگر بر گلی نغمه سرا شد بباغ
روی تو گر بنگرد پیشه کند خامشی ۲
دزد بود هوشیار در گذر کاروان
چشم تو ره میزند با همه بیهشی ۳
از پی صید وحوش دام فکنده به ره
مرغ دلم میپرد تا تو بدامش کشی ۴
در چمن ای شاخ گل با قد رعنا بچم
تا نکند سروناز دعوی گردن کشی ۵
در بر روی تو گل پرده خود میدرد
پیش لبت غنچه را پیشه بود خامشی ۶
شایدت آشفته وار حال دگرگون شود
از کف ساقی ما گر قدحی در کشی ۷
تا مگر از مکرمت دست بخونم کشی ۱
بلبل اگر بر گلی نغمه سرا شد بباغ
روی تو گر بنگرد پیشه کند خامشی ۲
دزد بود هوشیار در گذر کاروان
چشم تو ره میزند با همه بیهشی ۳
از پی صید وحوش دام فکنده به ره
مرغ دلم میپرد تا تو بدامش کشی ۴
در چمن ای شاخ گل با قد رعنا بچم
تا نکند سروناز دعوی گردن کشی ۵
در بر روی تو گل پرده خود میدرد
پیش لبت غنچه را پیشه بود خامشی ۶
شایدت آشفته وار حال دگرگون شود
از کف ساقی ما گر قدحی در کشی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۰ - مخمور سروریم کجائی می غم های
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۲ - بشهر مصر از خجلت ببندد دکه حلوائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.