خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ است که در آن شاعر به زیبایی معشوق و پیچیدگی‌های عشق اشاره می‌کند. او از بت‌پرستی و عشق زمینی و آسمانی سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند کعبه، کلیسا، و بت‌خانه اشاره می‌کند. همچنین، شاعر از عشق به عنوان نیرویی فراتر از زمان و مکان یاد می‌کند و به رابطه‌ی عاشق و معشوق و دغدغه‌های روحانی می‌پردازد.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و دینی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۱۸ - این چه رویست که تو ای بت ترسا داری

این چه رویست که تو ای بت ترسا داری
بت و آتشکده مهراب وکلیسا داری ۱

گر بهشتی زچه هند و بچه داری بکنار
ور کنشتی زچه محراب و مصلی داری ۲

تو اگر کعبه ی ایزلف به بت سجده مکن
ور بتی ای رخ در کعبه چه مأوا داری ۳

میکشی از خط مشکین رقمی بر گل تر
تا که بر خون که از غالیه طغرا داری ۴

من گرفتم که بسوزی تو بیک جلوه زدوست
تو که پروانه ی از شمع چه پروا داری ۵

گر بود عشق چه فرقت زبهار و زخزان
بلبل از رفتن گل بهر چه غوغا داری ۶

نظمت آشفته پریشان بود و شور انگیز
سر سودای که برگو بسویدا داری ۷

غم بی سیم و زری از چه خوری ای درویش
تو که در هر دو جهان تکیه به مولا داری ۸

از گناه دو جهانت چه غم و بی عملی
تو که بر حیدر و اولاد تولا داری ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۷ - سلطانم ار بسازم زآن خاک در کلاهی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۹ - اگر بمحفل مستان شبی کنند سماعی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.