هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر به ستایش معشوق الهی و عشق به علی(ع) میپردازد. شاعر در این شعر از مفاهیمی مانند وحدت وجود، عشق الهی، فنا در معشوق و رهایی از تعلقات دنیوی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند هجران، وصل، مرگ و حیات معنوی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به گناهکار بودن خود اعتراف میکند اما تنها راه نجات را عشق به علی(ع) میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مورد استفاده در شعر نیاز به دانش قبلی و بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۱۲ - ای که از وهم مبرایی و بیرون ز صفاتی
ای که از وهم مبرایی و بیرون ز صفاتی
همه فرعند و تو اصلی همه وصفند و تو ذاتی ۱
همه را رنگ و نشان است و تو بیرنگ و نشانی
هرچه دارد جهتی لیک تو بیرون ز جهاتی ۲
رهروان گمشده در راه و تو آن کعبهنهانی
تشنگان مرده در این بادیه تو آب فراتی ۳
قدسیان را به شب و روز بود ذکری و وردی
من به وصف رخ و زلفت به عِشیٰ و و غَداتی ۴
به شب کور چه حاجت بسم آن تاری هجران
بنشان آتش دوزخ فکفانی جمراتی ۵
در شب هجر به بالین من ای مرگ چه آیی
درگذر ای ملکالموت فهذا سکراتی ۶
هجر و وصل تو بود موت و حیات من عاشق
من به این معتقدم ذٰلِک مَحیا و مَماتی ۷
همه را وقت نماز است رخ عجز به کعبه
کوی تو قبله من ذٰلِک نُسُکی و صلواتی ۸
در دیگر مزن آشفته عبث راه مگردان
جز در پیر خرابات مجو راه نجاتی ۹
گنه هردو جهان کردهام و رویسیاهم
به جز از حب علی نیست به دفتر حسناتی ۱۰
خازن گنج حقیقت تویی و مخزن حکمت
بده ای شاه نجف بر من بیمایه براتی ۱۱
همه فرعند و تو اصلی همه وصفند و تو ذاتی ۱
همه را رنگ و نشان است و تو بیرنگ و نشانی
هرچه دارد جهتی لیک تو بیرون ز جهاتی ۲
رهروان گمشده در راه و تو آن کعبهنهانی
تشنگان مرده در این بادیه تو آب فراتی ۳
قدسیان را به شب و روز بود ذکری و وردی
من به وصف رخ و زلفت به عِشیٰ و و غَداتی ۴
به شب کور چه حاجت بسم آن تاری هجران
بنشان آتش دوزخ فکفانی جمراتی ۵
در شب هجر به بالین من ای مرگ چه آیی
درگذر ای ملکالموت فهذا سکراتی ۶
هجر و وصل تو بود موت و حیات من عاشق
من به این معتقدم ذٰلِک مَحیا و مَماتی ۷
همه را وقت نماز است رخ عجز به کعبه
کوی تو قبله من ذٰلِک نُسُکی و صلواتی ۸
در دیگر مزن آشفته عبث راه مگردان
جز در پیر خرابات مجو راه نجاتی ۹
گنه هردو جهان کردهام و رویسیاهم
به جز از حب علی نیست به دفتر حسناتی ۱۰
خازن گنج حقیقت تویی و مخزن حکمت
بده ای شاه نجف بر من بیمایه براتی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۱ - بکن آن باده رنگین بایاغم ساقی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۳ - نمیگویم گلی کز لطف عارض گلستانستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.