خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی و کمال معشوق سخن می‌گوید و خود را در عشق او غرق شده توصیف می‌کند. همچنین، از درد هجران و اشتیاق دیدار معشوق شکایت می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی بیشتری نیاز دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۰۳۷ - نیست یعقوب را چو تو پسری

نیست یعقوب را چو تو پسری
ورنه با یوسفش نبود سری ۱

اینکه در راه عشق نوسفری
تو زپا نالی و مراست سری ۲

این جمال و کمال و خلق نکو
ملکی یا که حور یا بشری ۳

شمع پروانه را بسوخت چنان
کز وجودش بجا نماند اثری ۴

به تو مستغرقم چنان ایشوخ
که ندارم زخویشتن خبری ۵

من نظر از تو برنمیگیرم
گر تو بر من نمیکنی نظری ۶

آنکه چون برق میرود زنظر
ریخت در آشیان ما شرری ۷

میتوان کردنش به تو نسبت
کله بندد زمشگ گر قمری ۸

از شب هجر روز محشر را
کرد ایزد حدیث مختصری ۹

گفتمش رو مپوش آشفته
گفت با آینه تو بی بصری ۱۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۰ ۳۱۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۶ - چه اعتبار بسرو است چون تو در چمنی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۸ - تو که در چشم چنین غمزه کافر داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.