متن بالا یک شعر حماسی و عرفانی است که در آن شاعر از هجوم دشمنان با لشکری انبوه سخن میگوید و از خداوند طلب یاری میکند. در این شعر، اشارههایی به داستانهای قرآنی مانند اصحاب فیل، حضرت ابراهیم و نمرود، حضرت موسی و فرعون، و حضرت یوسف شده است. شاعر با استفاده از این تمثیلها، به مبارزه با دشمنان و طلب کمک از نیروی الهی میپردازد.
این متن به دلیل استفاده از مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی، و همچنین اشاره به داستانهای پیچیده قرآنی، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و داستانهای مذهبی دارد.
شماره ۱۰۰۹ - خصم با انبوه لشکر آمد و خیل سپاه
الغیاث ای دیده و دل الغیاث ای اشک و آه ۱
آه من بگذر زماه و اشک من ماهی بگیر
گر گرفته لشکر اعدا زماهی تا بماه ۲
کعبه ای دل بود خصم دغا اصحاب فیل
هان ابابیلی بکن خود نیمه شب بر این سپاه ۳
گرچه فرعون است دشمن رود نیل از چشم ساز
خصم را با لشکرش در لجه خود کن تباه ۴
خصم اگر نمرود باشد یا که خود تو پشه
همتی خواه از خلیل و مغز دشمن را بکاه ۵
کاروان لطف حیدر آمد از پی غم مخمور
گرچه یوسف وارت افکندندن از حیلت بچاه ۶
گر جهان دشمن بود جویم مدد از ذوالفقار
برق سوزد گر بود آشفته یک عالم گناه ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.