خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، به زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق عشق بر عاشقان میپردازد. شاعر از معشوق به عنوان یگانه مایهٔ سرمستی و مستی یاد میکند و بیان میدارد که هیچ چیزی جز او نمیتواند عاشقان را سیراب کند. همچنین، او از وحدت وجود و عشق الهی سخن میگوید و معتقد است که معشوق، گوهری بیهمتا در دریای وجود است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۸۹ - عاشقانرا جز لب تو باده مستانه نه
عاشقانرا جز لب تو باده مستانه نه
میکشان را غیر چشمت ساغر و پیمانه نه ۱
گو در افکن کشتی عشاق را در شط می
در خور مستی مستان غمت خمخانه نه ۲
هم طلبکارت برهمن هم هواخواه تو شیخ
دیده کس مأوای تو کعبه نه و بتخانه نه ۳
گر جهان غواص خواهد بود در بحر وجود
بحر وحدت را بود دری چو تو دردانه نه ۴
گر براندازی تو ای لیلا زرخ پرده بحی
همچو آشفته تو را مجنون بود دیوانه نه ۵
میکشان را غیر چشمت ساغر و پیمانه نه ۱
گو در افکن کشتی عشاق را در شط می
در خور مستی مستان غمت خمخانه نه ۲
هم طلبکارت برهمن هم هواخواه تو شیخ
دیده کس مأوای تو کعبه نه و بتخانه نه ۳
گر جهان غواص خواهد بود در بحر وجود
بحر وحدت را بود دری چو تو دردانه نه ۴
گر براندازی تو ای لیلا زرخ پرده بحی
همچو آشفته تو را مجنون بود دیوانه نه ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۸ - حسنت نهاده دانه دامی عجب براه
گوهر بعدی:شماره ۹۹۰ - بزنجیر جفائی گر نشد بخت دژم بسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.