خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که از صوفی میخواهد از ریا و تظاهر دوری کند و به سمت خودشناسی و حقیقت حرکت نماید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند میخانه، صومعه، و پروانه، مفاهیم عمیق عرفانی را بیان میکند و بر اهمیت رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به معرفت نفس تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی استعارهها مانند میخانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
شماره ۹۷۱ - خیز ای صوفی سالوس وز میخانه رو
خیز ای صوفی سالوس وز میخانه رو
دامنت تا نشد آلوده از این خانه برو ۱
زرق و طامات در اینجا نخرد کس برخیز
تا که گفتت که زمسجد سوی میخانه برو ۲
سعی در ریختن خون صراحی چکنی
بگذر از سر خون خود و رندانه برو ۳
آشنایان طریقت زخودی بیخبرند
خودشناسی چو تو در سلسله بیگانه برو ۴
ساکن میکده افسانه جنت نخرد
بر در صومعه زود از پی افسانه برو ۵
عقل و دانائی و مستی چه بود سنگ و سبوست
تا نخوردی قدحی عاقل و فرزانه برو ۶
بستی آشفته تو پیمان نکشی پیمانه
عهد و پیمان بشکن بر سر پیمانه برو ۷
ران سبکروح گران سنگ بکش رطل گران
بگذر از این تن و جان بر در جانانه برو ۸
شمع رخسار علی کرده تجلی بنجف
پرفشان وارنی گوی چو پروانه برو ۹
دامنت تا نشد آلوده از این خانه برو ۱
زرق و طامات در اینجا نخرد کس برخیز
تا که گفتت که زمسجد سوی میخانه برو ۲
سعی در ریختن خون صراحی چکنی
بگذر از سر خون خود و رندانه برو ۳
آشنایان طریقت زخودی بیخبرند
خودشناسی چو تو در سلسله بیگانه برو ۴
ساکن میکده افسانه جنت نخرد
بر در صومعه زود از پی افسانه برو ۵
عقل و دانائی و مستی چه بود سنگ و سبوست
تا نخوردی قدحی عاقل و فرزانه برو ۶
بستی آشفته تو پیمان نکشی پیمانه
عهد و پیمان بشکن بر سر پیمانه برو ۷
ران سبکروح گران سنگ بکش رطل گران
بگذر از این تن و جان بر در جانانه برو ۸
شمع رخسار علی کرده تجلی بنجف
پرفشان وارنی گوی چو پروانه برو ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۰ - باز بهم برآمده طره مشکبوی تو
گوهر بعدی:شماره ۹۷۲ - دارد قرابتی دل من با دهان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.