خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که به ستایش باران و رحمت الهی میپردازد. در آن، تأثیر باران در زندهکردن زمین و مردگان، بخشش خداوند بهرغم گناهکار بودن انسانها، و ظهور حجت حق (امام مهدی) بهعنوان نجاتدهنده جهان از ظلم و بیعدالتی توصیف شده است. همچنین، به مشکلات اجتماعی مانند فقر و نیاز به نان اشاره شده و امید به رهایی از این مشکلات با عنایت الهی بیان گردیده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق مذهبی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آگاهی ادبی دارند.
شماره ۹۴۶ - مرحبا ای سحاب درافشان
مرحبا ای سحاب درافشان
ای زتو آب در در عمان ۱
مردگان از تو زنده همچو مسیح
جسم پوسیده از تو یافت روان ۲
کوری موش سیرتان بخیل
برف چون آرد ریزی از انبان ۳
گواز انبار رایگان برجو
آنکه میجست که زکاهکشان ۴
محتکر نرخ گندمت بدوجو
نان عطا کرد ایزد منان ۵
آب سرچشمه های خوشیده
بنگری صحبدم چو اشگ روان ۶
دود آه ارامل و اتیام
از زمین شد بر آسمان چو دخان ۷
از نهیق طیور و بانگ دواب
وز فغان و خروش پیر و جوان ۸
موج زد بحر رحمت ایزد
تیره آه که خورد تا به نشان ۹
گرچه مائیم مستحق عذاب
بسکه روز و شبیم در عصیان ۱۰
باز از عفو کردگار رحیم
کرد در حق عاصیان احسان ۱۱
شد زفیض وجود حجت حق
این عنایت زداور سبحان ۱۲
کار فرمای آسمان و زمین
صاحب عصر و حکمران زمان ۱۳
آخرین نایب نبی مهدی
که زعدلش جهان بمهد امان ۱۴
مژده آشفته کز عنایت او
هم غم نان برفت و هم غم جان ۱۵
گفتی این درد بی دواست طبیب
لاجرم یافت از علی درمان ۱۶
ای زتو آب در در عمان ۱
مردگان از تو زنده همچو مسیح
جسم پوسیده از تو یافت روان ۲
کوری موش سیرتان بخیل
برف چون آرد ریزی از انبان ۳
گواز انبار رایگان برجو
آنکه میجست که زکاهکشان ۴
محتکر نرخ گندمت بدوجو
نان عطا کرد ایزد منان ۵
آب سرچشمه های خوشیده
بنگری صحبدم چو اشگ روان ۶
دود آه ارامل و اتیام
از زمین شد بر آسمان چو دخان ۷
از نهیق طیور و بانگ دواب
وز فغان و خروش پیر و جوان ۸
موج زد بحر رحمت ایزد
تیره آه که خورد تا به نشان ۹
گرچه مائیم مستحق عذاب
بسکه روز و شبیم در عصیان ۱۰
باز از عفو کردگار رحیم
کرد در حق عاصیان احسان ۱۱
شد زفیض وجود حجت حق
این عنایت زداور سبحان ۱۲
کار فرمای آسمان و زمین
صاحب عصر و حکمران زمان ۱۳
آخرین نایب نبی مهدی
که زعدلش جهان بمهد امان ۱۴
مژده آشفته کز عنایت او
هم غم نان برفت و هم غم جان ۱۵
گفتی این درد بی دواست طبیب
لاجرم یافت از علی درمان ۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴۵ - تا کی ای پیر مغان میکده را در بستن
گوهر بعدی:شماره ۹۴۷ - تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.