خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به رقابت بین بلبل و گلچین برای دیدن و چیدن گلها میپردازد و سپس به موضوع عشق و تسلیم در برابر آن اشاره میکند. شاعر تأکید میکند که نباید از دوست رنجید و در نهایت، قدرت عشق را برتر از عقل میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۰۰ - رقیب کرده بباغ تو عزم گردیدن
رقیب کرده بباغ تو عزم گردیدن
بود نظاره گلچین برای گلچیدن ۱
میان بلبل و گلچین از آن بود غوغا
که این بغارت و او از برای گل دیدن ۲
اگر چه گفت سخن چین حدیثی از دهنت
ولی بهیچ نباید زدوست رنجیدن ۳
رسید موکب سلطان عشق عقل بنه
بساط کهنه بباید زخانه برچیدن ۴
جناب عشق بلند است ای حکیم برو
کجا بوهم توان این قیاس سنجیدن ۵
بغیر خار نیاید بزیر پهلویم
روم به بستر چون بی تو بهر خسبیدن ۶
زدام تو نتواند گریخت آشفته
که مرغ بسته نیارد زجای جنبیدن ۷
بود نظاره گلچین برای گلچیدن ۱
میان بلبل و گلچین از آن بود غوغا
که این بغارت و او از برای گل دیدن ۲
اگر چه گفت سخن چین حدیثی از دهنت
ولی بهیچ نباید زدوست رنجیدن ۳
رسید موکب سلطان عشق عقل بنه
بساط کهنه بباید زخانه برچیدن ۴
جناب عشق بلند است ای حکیم برو
کجا بوهم توان این قیاس سنجیدن ۵
بغیر خار نیاید بزیر پهلویم
روم به بستر چون بی تو بهر خسبیدن ۶
زدام تو نتواند گریخت آشفته
که مرغ بسته نیارد زجای جنبیدن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۹ - حذر کن ای دل از زخم کمند غمزه خوبان
گوهر بعدی:شماره ۹۰۱ - ابریست کاو ندارد آثار فیض باران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.