خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و رنج عشق، جدایی از معشوق و فداکاری در راه عشق است. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق و ستایش از اهل معرفت دارد. در پایان، با ذکر نام علی(ع)، جنبهای مذهبی نیز به آن افزوده شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۸۷۷ - چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان
چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان
برخیز جان فدا کن در پای پاسبانان ۱
گفتم که کفر بر دین چربید و عشق بر عقل
زین کار مشگل من خندند کار دانان ۲
گفتم بدل که پیمان با گلرخان نبندی
پیمان شکن چو دیدم این خیل دلستانان ۳
گر کشتگان عشقت آیند در قیامت
محشر تمام گیرد غوغای دادخواهان ۴
بر تیر طعن دشمن مشتاق دوست سازد
سازم بجور اینان از بهر مهر آنان ۵
با خار خار هجران تن داده ایم از جان
منت بریم تا چند ای گل زباغبانان ۶
گرگان برند ناچار زین گله شب پیاپی
غافل زگوسفندان خسبند اگر شبانان ۷
با تن گرفته ای خو در رنگ غرقی و بو
محروم ماندی ای جان آخر زمهر جانان ۸
صوفی که در سماع است از وجد حال در بزم
بینی بهر دو کونش خوش آستین فشانان ۹
نام علی بیاور ای طوطی مغنی
کاشفته تلخ کام است از این شکر دهانان ۱۰
برخیز جان فدا کن در پای پاسبانان ۱
گفتم که کفر بر دین چربید و عشق بر عقل
زین کار مشگل من خندند کار دانان ۲
گفتم بدل که پیمان با گلرخان نبندی
پیمان شکن چو دیدم این خیل دلستانان ۳
گر کشتگان عشقت آیند در قیامت
محشر تمام گیرد غوغای دادخواهان ۴
بر تیر طعن دشمن مشتاق دوست سازد
سازم بجور اینان از بهر مهر آنان ۵
با خار خار هجران تن داده ایم از جان
منت بریم تا چند ای گل زباغبانان ۶
گرگان برند ناچار زین گله شب پیاپی
غافل زگوسفندان خسبند اگر شبانان ۷
با تن گرفته ای خو در رنگ غرقی و بو
محروم ماندی ای جان آخر زمهر جانان ۸
صوفی که در سماع است از وجد حال در بزم
بینی بهر دو کونش خوش آستین فشانان ۹
نام علی بیاور ای طوطی مغنی
کاشفته تلخ کام است از این شکر دهانان ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۶ - دلا با خوبرویان عهد بستن
گوهر بعدی:شماره ۸۷۸ - چه ای ای عشق که دیدار تو نتوان دیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.