این شعر عاشقانه و عرفانی از شاعری است که با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات عمیق عاشقانه و روحانی را بیان میکند. شاعر از عناصری مانند عطر عنبرین، آتش، غنچه لب، خنده شکربار، زلف و خال هندو استفاده کرده تا عشق و شور درونی خود را به تصویر بکشد. همچنین، در بخشهایی از شعر به مفاهیم عرفانی مانند صوفیان و درمان درد سودا اشاره شده است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۸۶۹ - طره عنبرین پریشان کن
مرغ دلها بر او پرافشان کن ۱
آتشی برفروز از رخسار
دل بر آتش گذار و بریان کن ۲
باز کن در حدیث غنچه لب
درد سودا طبیب درمان کن ۳
خنده زن از دهان شکربار
فکر این دیده های گریان کن ۴
برفکن زلف بر بناگوشت
روز و شب دست در گریبان کن ۵
برکش این عندلیب باغ نوا
مدد بلبل خوش الحان کن ۶
تا همه صوفیان برقص آری
خیز آشفته را غزلخوان کن ۷
تا که آبی زنی بر آتش دل
آتشین چهره را خوی افشان کن ۸
لعل لب بوسه گاه غیر مکن
رحم بر خاتم سلیمان کن ۹
گر نمیخواستی تو شور مگس
تا که گفتت که شکر ارزان کن ۱۰
تا که گفته است قند و شکر را
ظاهر از لعل چون نمکدان کن ۱۱
اگرت میل شکرافشانی است
مدحتی از شه خراسان کن ۱۲
مگذر از خانواده عصمت
جان و تن را نثار ایشان کن ۱۳
هندوی خال را چلیپا کش
کافر چشم را مسلمان کن ۱۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.