خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان عظمت و آزادگی شاعر میپردازد. او خود را پادشاهی آزاده میداند که با وجود نداشتن سپاه یا تاج، توانایی حکمرانی و بخشش دارد. شاعر از عشق و ارادت خود به علی(ع) سخن میگوید و خود را در راه عشق بیگنه میداند، هرچند که از اعمال خود شرمسار است. همچنین، او خود را در مقام اکسیر برای ارباب صنعت و روشنیبخش آفتاب و ماه میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مذهبی و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۸۶۵ - ما زآزادگان پادشهیم
ما زآزادگان پادشهیم
پادشه را مقیم بارگهیم ۱
ملک گیریم گرچه بی سپهیم
تاج بخشیم گرچه بی کلهیم ۲
رشک بر ماه اوج اونبریم
ماکه با یوسفی چنین بچهیم ۳
سود بر مه کلاه گوشه فقر
روشنی بخش آفتاب و مهیم ۴
پیش ارباب صنعت اکسیریم
در نظرها اگر چه خاک رهیم ۵
بر بساط جم است تکیه ما
گرچه بر باد داده دستگهیم ۶
تو زاغماض عفو خود آگاه
ما بتقصیر خویشتن گوهیم ۷
زده بر چهره آب مهر علی
گرچه زاعمال خویش روسیهیم ۸
عشق آشفته گر گناه بود
ما بفتوای عشق بی گنهیم ۹
پادشه را مقیم بارگهیم ۱
ملک گیریم گرچه بی سپهیم
تاج بخشیم گرچه بی کلهیم ۲
رشک بر ماه اوج اونبریم
ماکه با یوسفی چنین بچهیم ۳
سود بر مه کلاه گوشه فقر
روشنی بخش آفتاب و مهیم ۴
پیش ارباب صنعت اکسیریم
در نظرها اگر چه خاک رهیم ۵
بر بساط جم است تکیه ما
گرچه بر باد داده دستگهیم ۶
تو زاغماض عفو خود آگاه
ما بتقصیر خویشتن گوهیم ۷
زده بر چهره آب مهر علی
گرچه زاعمال خویش روسیهیم ۸
عشق آشفته گر گناه بود
ما بفتوای عشق بی گنهیم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۴ - زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم
گوهر بعدی:شماره ۸۶۶ - ایکه بجاه و منزلت ره نبرد خیال من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.