خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به وجد و سرخوشی ناشی از عشق و مینوشی اشاره دارد. شاعر از حالت بیخودی و اتحاد با عشق سخن میگوید و خود را همچون شمعی میداند که برای فداکاری حاضر است. همچنین، از آمیختگی رندان و زاهدان در وجد و حالتی بیپا و سر سخن میگوید که همه در آتش عشق غرق شدهاند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به مینوشی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و اصطلاحات خاص آن دارد.
شماره ۸۵۷ - مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم
مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم
چون شمع بهر دادن جان باسر آمدیم ۱
رندان وزاهدان بهم آمیخته زوجد
بی پا و سر تمام زیکدر درآمدیم ۲
در آب آتشین می عشق جمله غرق
گوئی سمندریم که در آذر آمدیم ۳
ما از نوای عشق و می شوق سرخوشیم
در وجد نه زساز و می و مزمر آمدیم ۴
تا ارتفاع از قدح و می گرفته ایم
حاکم بچار ما در و هفت اختر آمدیم ۵
ما را شکر دهد زنی خامه شعر تر
در این چمن چو بید اگر بی بر آمدیم ۶
آشفته است و وجدی و هم مشربان خاص
با یک زبان بمدحت حیدر درآمدیم ۷
چون شمع بهر دادن جان باسر آمدیم ۱
رندان وزاهدان بهم آمیخته زوجد
بی پا و سر تمام زیکدر درآمدیم ۲
در آب آتشین می عشق جمله غرق
گوئی سمندریم که در آذر آمدیم ۳
ما از نوای عشق و می شوق سرخوشیم
در وجد نه زساز و می و مزمر آمدیم ۴
تا ارتفاع از قدح و می گرفته ایم
حاکم بچار ما در و هفت اختر آمدیم ۵
ما را شکر دهد زنی خامه شعر تر
در این چمن چو بید اگر بی بر آمدیم ۶
آشفته است و وجدی و هم مشربان خاص
با یک زبان بمدحت حیدر درآمدیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۶ - برآ زجامه نیل ای نگار سیم اندام
گوهر بعدی:شماره ۸۵۸ - مطرب تو راه میزنی از ساز دلکشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.