خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان عشق و وفاداری بیحد خود به معشوق میپردازد. او از فداکاریهای خود سخن میگوید، حتی اگر مورد بیمهری قرار گیرد. شاعر خود را از سگان معشوق میداند و از عصیان و گناهان خود نیز یاد میکند، اما در نهایت به دنبال رحمت و بخشش است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به توضیح داشته باشند که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۸۴۶ - چندان بکویت ما پا فشردیم
چندان بکویت ما پا فشردیم
تا سر باخلاص آنجا سپردیم ۱
طوق سگانت کرده بگردون
خود را به تلبیس زآنها شمردیم ۲
گر بود عقلی و ربود دینی
بالجمله پیشت تسلیم کردیم ۳
گر فحش گفتی کردم دعایت
گر زهر دادی چون قند خوردیم ۴
ساقی زرحمت دریاب دریاب
گر صاف نبود ممنون دردیم ۵
در پیش تو غیر تا جان فدا کرد
ار رشک خجلت صد بار مردیم ۶
ما را عمل نیست آشفته مطلق
یک کوه عصیان همراه بردیم ۷
ای نور سرمد ای صهر احمد
ما از سگانت خود را شمردیم ۸
تا سر باخلاص آنجا سپردیم ۱
طوق سگانت کرده بگردون
خود را به تلبیس زآنها شمردیم ۲
گر بود عقلی و ربود دینی
بالجمله پیشت تسلیم کردیم ۳
گر فحش گفتی کردم دعایت
گر زهر دادی چون قند خوردیم ۴
ساقی زرحمت دریاب دریاب
گر صاف نبود ممنون دردیم ۵
در پیش تو غیر تا جان فدا کرد
ار رشک خجلت صد بار مردیم ۶
ما را عمل نیست آشفته مطلق
یک کوه عصیان همراه بردیم ۷
ای نور سرمد ای صهر احمد
ما از سگانت خود را شمردیم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۵ - ما گدایان در میخانه ایم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۷ - شب وصلست بیا باده بساغر فکنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.