خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و محبت سخن میگوید و با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل، لاله، و سرو، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از عشق به معشوق و همچنین عشق به علی(ع) یاد میکند و نشان میدهد که عشق محور اصلی زندگی اوست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۳۹ - در گلستان محبت گل داغی دارم
در گلستان محبت گل داغی دارم
کز گل یاسمن باغ فراغی دارم ۱
دمد از تربت من لاله از آن فصل بهار
تا بدانی بدل از عشق تو داغی دارم ۲
سرو من قامت دلدار و چمن گلشن دل
لوحش الله که عجب سروی و باغی دارم ۳
طالب سینه سینا نشوم همچو کلیم
تا بطور دل از آن شعله چراغی دارم ۴
جم عهدم من درویش که از همت عشق
بکف از باده گلرنگ ایاغی دارم ۵
شکرین لعل تو چون خال سیه دید بگفت
طوطیان گرد من و میل بزاغی دارم ۶
ندهم آن سر زلفین پریشان از دست
کز دل گمشده آشفته سراغی دارم ۷
تا بود پیشه من عشق و بود عشق علی
لله الحمد زهرکار فراغی دارم ۸
کز گل یاسمن باغ فراغی دارم ۱
دمد از تربت من لاله از آن فصل بهار
تا بدانی بدل از عشق تو داغی دارم ۲
سرو من قامت دلدار و چمن گلشن دل
لوحش الله که عجب سروی و باغی دارم ۳
طالب سینه سینا نشوم همچو کلیم
تا بطور دل از آن شعله چراغی دارم ۴
جم عهدم من درویش که از همت عشق
بکف از باده گلرنگ ایاغی دارم ۵
شکرین لعل تو چون خال سیه دید بگفت
طوطیان گرد من و میل بزاغی دارم ۶
ندهم آن سر زلفین پریشان از دست
کز دل گمشده آشفته سراغی دارم ۷
تا بود پیشه من عشق و بود عشق علی
لله الحمد زهرکار فراغی دارم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۸ - زآن دهانم داد دشنامی که من میخواستم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۰ - بیا تا آفتاب می بماه ساغر اندازیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.