خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و عشق نافرجام خود سخن میگوید و خود را به سگ کویت تشبیه کرده است. او از محرومیت از وصال معشوق شکایت دارد، اما با این وجود، به عشق خود معروف است و حتی حاضر است برای دیدن روی معشوق جان خود را فدا کند.
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و فداکاری ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۸۱۲ - من به بیداری شبهای غمت معروفم
من به بیداری شبهای غمت معروفم
بصفات سگ کویت صنما موصوفم ۱
نیست محروم تر از وصل تو کس چون من زار
گرچه در عشق تو اندر همه جا معروفم ۲
بامیدی که دم قتل ببینم رویت
جان بکف منتظر از کشتن خود مشعوفم ۳
بصفات سگ کویت صنما موصوفم ۱
نیست محروم تر از وصل تو کس چون من زار
گرچه در عشق تو اندر همه جا معروفم ۲
بامیدی که دم قتل ببینم رویت
جان بکف منتظر از کشتن خود مشعوفم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۱ - ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۳ - ما دین و دل چو جم بکف جام داده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.