خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساسات پرشور و دیوانگی خود سخن میگوید. او از بیگانگی با آشنایان، از دست دادن تسبیح و زنار، و تمایل به پروانهوار سوختن در شعله شمع میگوید. همچنین، ابراز عشق به معشوق و تمایل به بستن زنجیر زلف او را دارد. در نهایت، از مستی و شراب خانگی و غرق شدن در موسیقی و عشق سخن میراند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۸۰۳ - زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارم
زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارم
بجانم زآشنائیها سر بیگانگی دارم ۱
نه دیر و نه حرم تسبیح و زنارم زکف رفته
بشمع که نمیدانم سر پروانگی دارم ۲
برآنم تا نهم زنجیر زلف آن پری از کف
کنید آماده زنجیرم سر دیوانگی دارم ۳
خمار آلوده بودم خواستم پیمانه از ساقی
لب میگون او گفتا شراب خانگی دارم ۴
نظر بر شاهد و دل پیش ساقی گوش بر مطرب
حکیما خود بگو کی قوه فرزانگی دارم ۵
بجانم زآشنائیها سر بیگانگی دارم ۱
نه دیر و نه حرم تسبیح و زنارم زکف رفته
بشمع که نمیدانم سر پروانگی دارم ۲
برآنم تا نهم زنجیر زلف آن پری از کف
کنید آماده زنجیرم سر دیوانگی دارم ۳
خمار آلوده بودم خواستم پیمانه از ساقی
لب میگون او گفتا شراب خانگی دارم ۴
نظر بر شاهد و دل پیش ساقی گوش بر مطرب
حکیما خود بگو کی قوه فرزانگی دارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۲ - زخمها از شیخ و زاهد بی حد و مر خورده ام
گوهر بعدی:شماره ۸۰۴ - چو کوفت نوبتی پادشاه نوبت بام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.