خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به بیان ناامیدی، حسرت و پشیمانی از اعمال گذشته می‌پردازد. شاعر از کشت تخم‌های نادرست و نتیجه‌ی تلخ آن‌ها سخن می‌گوید و به گناهان خود اعتراف می‌کند. همچنین، او به عشق، جستجوی معنوی و امید به رحمت الهی اشاره دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند گناه و پشیمانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۷۷۹ - یارب که دهد آب باین تخم که کشتیم

یارب که دهد آب باین تخم که کشتیم
دست که دهد تاب باین رشته که رشتیم ۱

حنظل ندهد شکر و شوره ندهد گل
تا خود چه دهد بار از این خار که کشتیم ۲

بر دست خداوند بود محو و هم اثبات
ما غیر گنه هیچ بدفتر ننوشتیم ۳

گر نفس نکشتیم زشهوت عجبی نیست
خود در طلب نفس ستمکاره بکشتیم ۴

بگذار مرا با مغ و مغ زاده تو زاهد
ما از سر حوران بهشت تو گذشتیم ۵

دست از لی خاک من از عشق سرشته است
ما خود گل خود را بازل بر نه سرشتیم ۶

لیلی بدرون دل ما بیهده پویان
سودا زده مجنون صفت آواره دشتیم ۷

از صبح ازل خواب همی کرد در این مهد
عمر آمده و رفته و بیدار نگشتیم ۸

بودم چو مگس دست بسر از سر حسرت
تا دامن مقصود خود از دست نهشتیم ۹

طوفان بود این وسوسه و ما چو حبابیم
دریا بود این مرحله و ما و تو خشتیم ۱۰

شمشیر صفت پیش گرفتیم کجی را
همچون سپر آئینه ولی در پس پشتیم ۱۱

آشفته مگر دست بگیرند نکویان
ورنه طمع از نیک بریدیم که زشتیم ۱۲

ما بر در حیدر بنشینیم بامید
با دوزخیان گوی که دربان بهشتیم ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۷۸ - این می که داد کز او سر بی خمار دارم
گوهر بعدی:شماره ۷۸۰ - بباغ عشق بجز میوه فراق ندیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.