شاعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشقی میگوید. او با وجود وفاداری و اظهار ارادت، جز جفا و بیداد از معشوق ندیده است. غم عشق را در سینه پنهان کرده و تنها سینهاش محرم راز اوست. از مطرب میخواهد آهنگ دیگری بنوازد، زیرا از این ساز راه راستی نمییابد. در پایان، درد دل خود را با خاندان پیامبر (آل عبا) در میان میگذارد، چرا که جز آنها کسی را شایستهی درک این راز نمیداند.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و رنجهای روحی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، اشاره به مفاهیم عرفانی مانند 'آل عبا' و 'اعجاز' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۵۹ - چندانکه وفا کردم و اظهار ارادت
جز جور و جفا زآن بت طناز ندیدم ۱
آشفته نهفتم بدرون گنج غم عشق
جز سینه کسی محرم این راز ندیدم ۲
مطرب زعنایت ره این پرده بگردان
زیرا که ره راست از این ساز ندیدم ۳
درد دل سودا زده با آل عبا گو
کز خلق جز این سلسله اعجاز ندیدم ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.