خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناامیدی و رنج عشق شکایت میکند و بیان میکند که حتی دعاهایش نیز به دشنام تبدیل میشوند. او خود را مانند پروانهای میداند که در آتش عشق سوخته و مانند شمعی تماموجودش را فدا کرده است. در نهایت، شاعر از ملامت دیگران خسته شده و به مخاطب توصیه میکند که شاد باشد و به ملامت دیگران توجهی نکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۴۷ - مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام
مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام
که گر دعا کنم آید سزای او دشنام ۱
خبر زسوز محبت شود چو پروانه
کسی که سوخت سراپای او چو شمع تمام ۲
ملول گشت ملامتگر ار زرندی ما
تو شاد باش و میندیش از ملال ملام ۳
که گر دعا کنم آید سزای او دشنام ۱
خبر زسوز محبت شود چو پروانه
کسی که سوخت سراپای او چو شمع تمام ۲
ملول گشت ملامتگر ار زرندی ما
تو شاد باش و میندیش از ملال ملام ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۶ - چگونه از لب جانانه کام برگیرم
گوهر بعدی:شماره ۷۴۸ - بندم از زلف و خط سلسله مویان زنار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.