خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ فارسی، بیانگر عشق، شادی، و رهایی از غمها با نوشیدن شراب و حضور در میکده است. شاعر از طبیعت، عشق، و لحظات شاد در کنار یار سخن میگوید و از واعظان و حکیمان دوری میجوید. او زندگی را در لحظه و با عشق و مستی میستاید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و شاعرانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مصرف شراب دارد که برای گروه سنی پایینتر مناسب نیست.
شماره ۷۰۴ - گردر میکده شهر به بستند چه غم
گردر میکده شهر به بستند چه غم
سایه تاک مباد از سر میخواران کم ۱
مکن ای پیر خرابات زمن جام دریغ
که بیک جام تو مستغنیم از کشور جم ۲
تا بخلوتگه انسیم بکوری رقیب
پاسبان گو بکند در برخم مستحکم ۳
ابر گریان شده چون دیده مجنون در دشت
تا مگر لیلی گل چهره نماید زحشم ۴
نای بلبل بنوا آمده از مقدم گل
واعظ هرزه درا گو بنهد دم بر دم ۵
کشتی اندر شط می افکن و حکمت مفروش
تا زمی حل کنمت قاعده جز رواصم ۶
گشت گلشن خوش و می بیغش و ساقی مهوش
لاجرم باده خمار آورد و شادی غم ۷
روی سوی میکده کن و زدردونان بگذر
که بود خاک در پیر مغان کان کرم ۸
زلف دلدار بکف داری و لب بر لب جام
امشب آشفته شکایت مکن از بخت دژم ۹
سایه تاک مباد از سر میخواران کم ۱
مکن ای پیر خرابات زمن جام دریغ
که بیک جام تو مستغنیم از کشور جم ۲
تا بخلوتگه انسیم بکوری رقیب
پاسبان گو بکند در برخم مستحکم ۳
ابر گریان شده چون دیده مجنون در دشت
تا مگر لیلی گل چهره نماید زحشم ۴
نای بلبل بنوا آمده از مقدم گل
واعظ هرزه درا گو بنهد دم بر دم ۵
کشتی اندر شط می افکن و حکمت مفروش
تا زمی حل کنمت قاعده جز رواصم ۶
گشت گلشن خوش و می بیغش و ساقی مهوش
لاجرم باده خمار آورد و شادی غم ۷
روی سوی میکده کن و زدردونان بگذر
که بود خاک در پیر مغان کان کرم ۸
زلف دلدار بکف داری و لب بر لب جام
امشب آشفته شکایت مکن از بخت دژم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۳ - سیل اشکم بشب هجر چو پیوست بهم
گوهر بعدی:شماره ۷۰۵ - یاد باد آنکه گلستان پر از گل بودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.