خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از حالتی از بیخودی و مستی معنوی سخن میگوید، جایی که از توبه و عهدهای گذشته دست شسته و تمامی علایق دنیوی را گسسته است. او تنها به عشق و ستایش معشوق (که میتواند اشارهای عرفانی به علی(ع) داشته باشد) میاندیشد و خود را در این راه گم کرده است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند مستی و گسستن از دنیا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۸۱ - رند و مستم دگر نمیدانم
رند و مستم دگر نمیدانم
بیخود ستم دگر نمیدانم ۱
تا بود نقش تو بکعبه دل
بت پرستم دگر نمیدانم ۲
توبه و عهد ساغرای زاهد
دی شکستم دگر نمیدانم ۳
سبحه زرق و رشته زنار
بر گسستم دگر نمیدانم ۴
برگسستم علاقه از عالم
بر تو بستم دگر نمیدانم ۵
خسته ام از طلب بکوی مغان
بر نشستم دگر نمیدانم ۶
کیست آشفته مدح خوان علیست
آنچه هستم دگر نمیدانم ۷
بیخود ستم دگر نمیدانم ۱
تا بود نقش تو بکعبه دل
بت پرستم دگر نمیدانم ۲
توبه و عهد ساغرای زاهد
دی شکستم دگر نمیدانم ۳
سبحه زرق و رشته زنار
بر گسستم دگر نمیدانم ۴
برگسستم علاقه از عالم
بر تو بستم دگر نمیدانم ۵
خسته ام از طلب بکوی مغان
بر نشستم دگر نمیدانم ۶
کیست آشفته مدح خوان علیست
آنچه هستم دگر نمیدانم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۰ - نه همین عشق تو آمد پی تسخیر دلم
گوهر بعدی:شماره ۶۸۲ - خاک شیراز اگرچه شده دامن گیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.