خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد هجران و عشق نافرجام میگوید. او از باد و آتش به عنوان نمادهایی از احساسات درونی خود استفاده میکند و از غم و شوق عشقش سخن میگوید. همچنین، از غیرت و رازداری در عشق و تأثیرات عمیق این احساس بر زندگی خود یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
شماره ۶۷۱ - دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم
دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم
باد را از نفسی آتش سوزان کردم ۱
آتش از شرح غمت در نی کلکم افتاد
من چرا شیر صفت جا به نیستان کردم ۲
غیرتم میکشد ایدوست که نامت بردم
که چرا گوشزد خیل رقیبان کردم ۳
رفتی و کرد عیان راز دورن مردم چشم
گرچه عمریست من این واقعه پنهان کردم ۴
شوق آنزلف و بناگوش چو بر سر بودم
همه جا روز و شبی دست و گریبان کردم ۵
نقش رخسار تو بردم بزمانی در چین
تا زصورتگرش نیک پشیمان کردم ۶
از پی قافله ات گرد صفت میآیم
که در این راه سراغ مه کنعان کردم ۷
باد را از نفسی آتش سوزان کردم ۱
آتش از شرح غمت در نی کلکم افتاد
من چرا شیر صفت جا به نیستان کردم ۲
غیرتم میکشد ایدوست که نامت بردم
که چرا گوشزد خیل رقیبان کردم ۳
رفتی و کرد عیان راز دورن مردم چشم
گرچه عمریست من این واقعه پنهان کردم ۴
شوق آنزلف و بناگوش چو بر سر بودم
همه جا روز و شبی دست و گریبان کردم ۵
نقش رخسار تو بردم بزمانی در چین
تا زصورتگرش نیک پشیمان کردم ۶
از پی قافله ات گرد صفت میآیم
که در این راه سراغ مه کنعان کردم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۰ - زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم
گوهر بعدی:شماره ۶۷۲ - دل ببر داشت فغانی و گمان میکردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.