امام علی (ع) هنگام دیدن طلحه و عبدالرحمن که در جنگ جمل کشته شده بودند، اظهار تأسف کرد و گفت: ابومحمد (طلحه) در این مکان غریب شده است. به خدا سوگند، من دوست نداشتم که قریش در چنین وضعی کشته شوند. سپس به انتقامگیری از بنی عبدمناف و فرار بنی جمح اشاره کرد و گفت آنها گردنکشی کردند و به چیزی رسیدند که شایستهاش نبودند و پیش از رسیدن به هدفشان هلاک شدند.
متن حاوی مفاهیم تاریخی و تحلیلهای عمیق از وقایع جنگ است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به آگاهی از زمینههای تاریخی و اجتماعی دارد. همچنین ممکن است صحبت از مرگ و انتقام برای سنین پایین نامناسب باشد.
تأسف بر كشتگان نبرد جمل
لَقَدْ أَصْبَحَ أَبُو مُحَمَّدٍ بِهَذَا اَلْمَكَانِ غَرِيباً أَمَا وَ اَللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أَكْرَهُ أَنْ تَكُونَ قُرَيْشٌ قَتْلَى تَحْتَ بُطُونِ اَلْكَوَاكِبِ أَدْرَكْتُ وَتْرِي مِنْ بَنِي عَبْدِ مَنَافٍ وَ أَفْلَتَتْنِي أَعْيَانُ بَنِي جُمَحَ ابو محمد (طلحه) در اين مكان، غريب مانده است! به خدا سوگند خوش نداشتم قريش را زير تابش ستارگان كشته و افتاده بينم! به خونخواهى، بر فرزندان «عبد مناف» دست يافتم، ولى سر كردگانى «بنى جمح» از دستم گريختند
لَقَدْ أَتْلَعُوا أَعْنَاقَهُمْ إِلَى أَمْرٍ لَمْ يَكُونُوا أَهْلَهُ فَوُقِصُوا دُونَهُ آنان براى كارى كه در شأن آنها نبود سر بر افراشتند، و پيش از رسيدن به آن سركوب شدند
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.